تبليغاتX
هوادارن عرفان عملی و نظری
به این سخن از حضرت مهربابا توجه کنید :


" از عمل نیک است که روح به خدا گذر می کند."

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 18:43  توسط م.همایون  | 
با توجه به اینکه بعضی سایتها و وبلاگها به روز نیستند لازم دیدم بیان کنم  که جدیدا باید
 
برای گرفتن هر نوع ویزای هند از طریق آدرس زیر ثبت نام اینترنتی را انجام بدهید
یعنی فرمهای قدیمی را اکنون قبول نمیکنند و باید فرمهای اینترنتی را که در
اینترنت پر کرده اید پرینت بگیرید

http://indianvisaonline.gov.in/visa/indianVisaReg.jsp

بعد از رفتن به این صفحه و پر کردن کلیه فیلدهای ستاره دار باید دکمه
 save and continue
  را بزنید و برید تا سه صفحه را پر کنید در صفحه بعد مطالب را اگر بخواید editمی کنید

و اگر نخواستید دکمه کنار edit را می زنید و صفحه بعد را که باز شد در پایین جدول دکمه
print form
 را میزنید واز صفحه بعد که باز میشه پرینت می گیرید. پرینت دو صفحه ای است و

باید عکستان را در کادر بالا دقیقا در کادر با چسب آبی بچسبانید


یادتان باشد هر صفحه را که پر می کنید چک کنید تا کلیه حرف ها مانند آنچه در پاسپورت

است باشد چون اگر بخواهید بعد از سه صفحه چک کنید یعنی در زمان editبر می گردد

از صفحه اول و کار شما طول می کشد


+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 دی1390ساعت 11:15  توسط م.همایون  | 
. وانھادن خواسته ھا

خواسته ھا باید با دقت از نیازھا تفکیک شوند. غرور و خشم، طمع و شھوت،

ھمگی شکلھای مختلف نیازھا ھستند. شاید فکر کنی، "من ھرچه را نیاز دارم

می خواھم." ولی این یک اشتباه است. اگر در یک صحرا تشنه باشی،

آنچه نیاز داری آب خوب است و نه لیموناد.

 تا زمانی که انسان بدن دارد برخی از نیازھا وجود دارند و برآوردن آن نیازھا لازم است.
 
ولی خواسته ھا تولیدات تخیلات احمقانه ھستند. اگر خوشبختی بخواھد وجود داشته باشد،

 این خواسته ھا باید با شدت تمام کشته شوند. ھمانگونه که خود وجود خودخواھی

از خواسته ھا تشکیل شده، وانھادن خواسته ھا یک روند مرگ می شود.

مردن به معنای معمولی یعنی جداشدن از بدن، ولی مردن در معنی واقعی آن یعنی

جداشدن از خواسته ھای پست.

کشیشان با کشیدن تابلوھای تیره و غم افزا از بھشت و دوزخ، مردم را برای مرگ کاذب

آماده می کنند؛ ولی مرگ آنان توھّمی است زیرا که زندگی یک پیوستار ناگسسته است.

مرگ واقعی بازایستادن خواسته ھا است و به تدریج فرا می رسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت 18:23  توسط م.همایون  | 
. جاده ی خوشبختی:
خودخواھی در نھایت به نارضایتی و ناکامی منجر می شود زیرا که خواسته ھا بی پایان ھستند.
بنابراین مشکل خوشبختی ھمان مشکل انداختن خواسته ھا است.
بااین وجود،خواسته ھا نمی توانند بطور موثر توسط سرکوب کردن مکانیکی مغلوب شوند.
فقط با دانش است که می توانند ازبین بروند. ھرآنچه که در زندگی لذت برده ای اینک ھیچ است.
ھرمقدار که در زندگی رنج برده باشی نیز در حال حاضر ھیچ است. تمامش توھّم بوده است.
این حق شماست که خوشبخت باشید و بااین وجود، شما با خواستن چیزھا ناشادی
خودتان را خلق می کنید. خواستن منبع بیقراری دایمی است. ...
رھبری knowledge درک پیوسته ی عبث بودن خواسته ھا، در نھایت شما را به شناخت
به شما آزادی از خواسته ھا را عطا می Self-knowledge خواھد کرد. این شناخت از خویش کند،
که شما را به جاده ی خوشبختی پایدار راھنمایی خواھد کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1390ساعت 21:28  توسط م.همایون  | 
انسان توسط شھوت، طمع و خشم ناکامی را تجربه می کند و نفس
ناکام شده، به نوبه ی خودش، به دنبال ارضا کردن شھوت و طمع و خشم است.
اینگونه،آگاھی انسان در دور باطل ناکامی ھای بی پایان گرفتار آمده است.
ناکامی وقتی بوجود می آید که شھوت، طمع یا خشم در بیان کردن خود عقیم
می مانند. ... در نتیجه، خودخواھی که پایه ی مشترک این سه عادت است،
علت نھایی ناکامی ھا و نگرانی ھا است.
این {روند باطل} خودش را شکست می دھد. {نفس} از طریق
خواسته ھا خواھان ارضای خود است، ولی فقط در کسب نارضایتی
بی پایان توفیق می یابد!

+ نوشته شده در  شنبه 24 دی1390ساعت 10:16  توسط م.همایون  | 
امروز تولد یکی از عارفان بزرگ جهان است

نام ایشان باو کالچوری ملقب به باو جی است

+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1390ساعت 13:27  توسط م.همایون  | 
٨. نارضایتی فرجام خواستن است

محدوده ی خودخواھی مساوی با محدوده ی خواسته ھا است.

به سبب موانعی که خواسته ھای گوناگون ایجاد می کنند، برای روح ناممکن می شود

که وجود واقعی خود را آزادانه و کامل بیان کند و زندگی، خود-محور و باریک می شود.

تمامی زندگی شخصی نفس پیوسته در چنگال خواسته ھا است، این یعنی طلب ارضای

خواسته ھا توسط چیزھایی که عوض می شوند و ازبین می روند.... بنابراین، احساس بزرگی

از عدم رضایت ھمراه با تمام انواع نگرانی ھا وجود دارد

+ نوشته شده در  جمعه 16 دی1390ساعت 12:8  توسط م.همایون  | 
شھوت، طمع، خشم


شکل ھای اصلی که نفس ناکام خودش را با آن ھا بیان می کند

شھوت، طمع و خشم ھستند. ... شھوت بیانش را توسط بدن جسمی

پیدا می کند و به تن علاقه دارد. این شکلی از وابستگی است با نام سپھر فیزیکی

طمع حالتی از بیقراری قلب است و در اساس از میل بسیار به قدرت و ثروت تشکیل

شده است. بنابراین، طمع ھمیشه حوزه ای بی پایان برای فتح کردن دارد و فرد بطور

پیوسته ناراضی است. بیان ھای اصلی طمع با بخش عاطفی انسان رابطه دارند.

.  این شکلی از وابستگی با نام سپھر لطیف است

خشم بخار یک ذھن رنجور است {که} توسط عقیم ماندن خواسته ھا ایجاد میشود. 

 خشم نفس محدود را خوراک می دھد و برای سلطه جویی و تھاجم مصرف میشود.

ھدف آن برداشتن مانع موجود بر سر ارضای خواسته ھا است. ھیجان خشم، نفس و

غرور و خودبینی را تغذیه می کند و بزرگترین حامی نفس محدود است.

ذھن جایگاه خشم است و بیانات آن بیشتر توسط فعالیت ھای ذھنی صورت می گیرند.

خشم نوعی وابستگی با نام سپھر ذھنی است

بدن، قلب وذھن، به ترتیب وسیله ھای بیان شھوت، طمع و خشم ھستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1390ساعت 8:10  توسط م.همایون  | 
۵. عشق ذاتاً مُسری است:

عشق را نمی توان با اراده بوجود آورد؛ انسان توسط تمرین اراده

 در بھترین حالت میتواند انجام وظیفه کند. شخص با تلاش و کوشش

شاید بتواند مطمئن شود که رفتارھای بیرونی او، با مفھوم او از آنچه

 که صحیح است در انطباق است، ولی چنین عملی از نظر روحانی

 عقیم است، زیرا زیبایی درونی عشق خودانگیخته را کسر دارد.

عشق باید بطور خودانگیخته از درون سرچشمه بگیرد؛ عشق تابع ھیچ نوع

 نیروی درونی وبیرونی نیست. عشق و اجبار ھرگز نمی توانند

باھم وجودداشته باشند، ولی درعین اینکه نمی توان عشق را بر کسی

تحمیل کرد، می تواند توسط خود عشق بیدار گردد.

عشق در ذات خود مُسری است 

آنان که آن را ندارند از کسانی که آنرا دارند می گیرند. کسانی که آن را

دریافت می کنند نمی توانند بدون یک پاسخ که طبیعت آن نیز عشق است،

آن را دریافت کنند. عشق واقعی غیرقابل تسخیر است و غیرقابل مقاومت.

{عشق} به گردآوری نیرو و انتشار ادامه می دھد تا زمانی که در نھایت

ھر کسی را که با آن در تماس است متحول سازد. بشریت توسط بازی آزادانه

و بدون مانع عشق خالص از قلب به قلب، به حالتی تازه از وجود خواھد رسید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1390ساعت 21:20  توسط م.همایون  | 
بیشتر عرفا اعتقاد دارند که چون همه چیز را خدا آفریده (همان مبحث وحدت وجود) پس

همه موجودات مظهر وجود خداوند هستند در اینجا بهتر است سخنان حضرت امام را دوباره

بیاوریم که:"به اين ترتيب موجودات جهان كه در يك نگاه خيال محضند با نگاهي ديگر

كثراتي است كه براي ظهور وحدت بحث بسيط مختفي خلق شده اند "و لذا من و توایی

وجود ندارد و از طرفی خدا می فرماید من از روح خودم در انسان دمیدم پس روح خدایی

درون ما است و مطالب دیگر که بیشتر کسانی که به تناسخ اعتقاد دارند ذکر می کنندو لذا

خدا بدلیل اینکه همه را افریده عاشق است و بدلیل اینکه همه مظهر اویند باز معشوق است


+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 21:33  توسط م.همایون  |